الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

265

شرح كفاية الأصول

ثابت مىشود يا اينكه سنّت فقط به واسطه خبر متواتر يا خبر واحد محفوف به قرينه ثابت مىشود ؟ بنابراين شيخ مىگويد : بحث از حجّيت و عدم حجّيت خبر واحد ، سرانجام به بحث از ثبوت و لا ثبوت سنّت بازمىگردد ، و ثبوت و لا ثبوت سنّت نيز از حالات و عوارض سنّت ( كه يكى از موضوعات علم اصول مىباشد ) است و لذا وقتى بحث از عوارض موضوع شد ، مسئله حجّيت خبر واحد ، مسئله اصولى مىشود . اشكال مصنّف بر شيخ مصنّف بر قول شيخ دو اشكال مىكند . اشكال اوّل مرحوم شيخ فرموده بود كه بحث از حجّيت و عدم حجّيت خبر واحد ، باطنا به بحث از ثبوت و لا ثبوت سنّت به واسطهء خبر واحد ، برمىگردد . اكنون بايد ديد مقصود شيخ از اين « ثبوت » چيست ؟ در « ثبوت » دو احتمال داده مىشود : 1 - ثبوت و وجود تكوينى 2 - ثبوت و وجود تعبّدى ( تنزيلى ) . ثبوت تكوينى نيز بر دو قسم است : الف - تكوينى عينى ( خارجى ) : يعنى آنچه در خارج وجود دارد . ب - تكوينى ذهنى : يعنى آنچه در ذهن وجود دارد . « 1 » بنابراين در ثبوت ، فقط سه قسم فرض مىشود كه عبارت است از : ثبوت تكوينى عينى ، ثبوت تكوينى ذهنى و ثبوت تعبّدى . حال هريك از اين سه قسم را مورد بررسى قرار مىدهيم و نظر شيخ را بنا بر هركدام ، نقد مىكنيم . 1 - ثبوت تكوينى عينى ( خارجى ) اگر مقصود شيخ ، اين قسم از ثبوت باشد ، قطعا امر باطلى است ، زيرا خبر واحد ،

--> ( 1 ) . وجود ذهن نيز وجود خارجى است ، و اطلاق ذهنى برآن ، از باب قياس به خارج است ، و گرنه آنچه در ذهن و نفس ما وجود دارد ، خارجى است ، و همان‌طور كه خود ما خارجيّت داريم ، آنچه در ذهن و نفسمان نيز هست ، خارجى مىباشد .